حسين خمينی

 

 

بنده به شما توصيه ميکنم که اصلا به اين اديتور جديد پرشين بلاگ اعتماد نکنيد. اديتور قبلی که ساده بود خيلی بهتر بود. امروز  مطلبی را که يک ساعت وقت گذاشته بودم و در باره حسين خمينی نوشتم در حين فرستادن کاملا پاک کرد. اين چندمين بار است که اين قضيه رخ ميدهد و ظاهرا بايد فکری اساسی برای نقل اين وبلاگ به جای امنتری بکنم. به هر حال جچون فزصت ندارم باز آن مطالب را بنويسم و از طرفی هم من اکثر مطالبی را که مينويسم فی البداهه است بنابر اين فعلا فکر کنم خواندن مقاه زير به نقل از بازتاب که بنده در سايت بی عنوان ديدم کافی باشد:

فراز و نشيب سيدحسين خميني

از انتقام خانوادگي تا براندازي رژيم

 hossein-khomeini.jpg

  پنج شنبه، 16 مرداد 1382

 سيدحسين خميني نامي بود كه پس از 22 سال خاموشي، به يكباره بر سر زبان‌ها افتاد، چرا كه نامه‌اي كه 24 ارديبهشت سال 1360 از سوي پدربزرگ او (بنيانگذار جمهوري اسلامي) براي وي ارسال شد، به معناي پايان فعاليت‌هاي سياسي وي تلقي مي‌شد. امام(ره) در اين نامه نوشته‌ بود: «پسرم حسين خميني! جواني براي همه خطرهايي دارد كه پس از گذشت آنها انسان متوجه مي‌شود. من ميل دارم، كساني كه به من مربوط هستند در اين كوران‌هاي سياسي وارد نشوند. من اميد دارم كه شما مجاهدت در تحصيل علوم اسلامي با تعهد به اخلاق اسلامي و مهار كردن نفس امارة ‌بالسوء، براي آتيه مورد استفاده واقع بشوي، من علاوه بر نصيحت پدري پير، به شما امر شرعي مي‌كنم كه در اين بازي‌هاي سياسي وارد نشوي و واجب شرعي است كه از اين برخوردها احتراز كني. من به شما امر مي‌كنم به حوزه علميه قم برگرد و با كوشش، به تحصيل علوم اسلامي و انساني بپرداز. (صحيفه امام، ج 14، ص 345)  

 

پس از اين نامه عتاب‌آميز، سيدحسين به قم بازگشت و با سكونت در منزل امام در محله يخچال قاضي قم، نامه پدربزرگش را دستوري اكيد بر پايان فعاليت‌هاي سياسي‌اش قلمداد كرد.  

هرچند مجموعه عمر سياسي وي به دو سال نمي‌رسيد، سيدحسين كه پس از انقلاب از نجف به ايران آمده بود، به سرعت به وسيله بني‌صدر جذب و به تدريج به يكي از نيروهاي راديكال و تندرو جبهه بني‌صدر تبديل شد.  

وي با استفاده از انتسابش به امام در اوايل انقلاب، يكي از مدافعان سرسخت نيروهاي چپ و بني‌صدر به شمار مي‌‌رفت و در سخنراني‌هايي خود انقلاب و نظام را متهم به خدمت به آمريكا مي‌كرد. وي در آن برهه، خواستار موضع‌گيري انقلابي بسيار تندتري از شرايط آن زمان شده بود و مي‌گفت: «شعار انقلاب صادر نمي‌شود و اين ندانسته خدمت به آمريكاست» (كيهان 22/7/58)  

نزديكي وي به بني‌صدر به تدريج بيشتر مي‌شد و استفاده بني‌صدر از وي به عنوان نوه امام، باعث شد كه نوعي نگراني در ميان مسؤولان كشور به وجود آيد. در اين زمان با حاد شدن تنش‌هاي مابين مجاهدين خلق و بني‌صدر با امام و روحانيت، به تدريج ادبيات سيدحسين خميني هم خشن‌تر مي‌شد، تا اندازه‌اي كه وي در سخنراني ارديبهشت ماه سال 1360 در مشهد، مخالفان بني‌صدر را آشكارا به مبارزه مسلحانه تهديد كرد.  

اين اظهارات مسؤولان تراز اول كشور را نگران كرده بود، هاشمي رفسنجاني در «عبور از بحران» مي‌نويسد:  

«ساعت هفت صبح، جلسه هيأت رييسه داشتيم. در آن جلسه سخنراني پريروز حسين آقاي خميني در مشهد مطرح و به همه مطبوعات اطلاع داده شده كه حرف‌هاي او را ننويسند. ظهر احمد آقاي خميني و آقاي صانعي ناهار را مهمان من بودند. در مورد حسين آقا و صحبت‌هاي مشهد بحث شد. بايد به هر نحو شده، سعي كنيم كه محفوظ بماند. برخورد را صلاح ندانستيم و راه ارشاد را پيشنهاد كرديم». (خاطرات هاشمي، ‌عبور از بحران، سال 60، 13/2/1360)  

اما امام به اين برخوردها بسنده نكرد و دستور داد، دفتر ايشان هرگونه انتساب اظهارات سيدحسين را به بيت امام رد كرده و آن را نظرات شخصي عنوان كند.  

در اين سال‌ها، اعضاي حزب توده نيز كه همكاري‌هاي اطلاعاتي گسترده‌اي با جمهوري اسلامي پيدا كرده بودند، از برقراري ارتباط بين «سيا» و سيدحسين خميني گزارش‌هاي تأييد نشده‌اي را ارسال كردند.  

پيامد نامه مستقيم امام به سيدحسين خميني،‌ او را در حالي كه به شدت از انقلاب و امام دلگير كرده بود، به قم فرستاد. البته در اين ميان نقش همسر شهيد مصطفي خميني و مادر سيدحسين ـ دختر ـ آيت‌الله مرتضي حائري از مخالفين و منتقدين نظريه ولايت فقيه نيز مؤثر بود، خانواده مرحوم مصطفي به مبارزات نوعي امام را باعث كشته شدن مصطفي مي‌دانستند و خود را صاحب حق و سهم در قدرت و نظام قلمداد مي‌كردند. همچنين خانواده مرحوم سيدمصطفي به نوعي با موقعيت و جايگاه سيداحمد خميني در دفتر امام حسادت مي‌كردند.  

انزواي سيدحسين خميني در قم، باعث شد تا از يك‌سو وي طلبه‌هاي عراقي ناراضي از جمهوري اسلامي را به عنوان دوستان نزديك و هم مباحثه‌هاي خود انتخاب كند و از سوي ديگر به تدريج با ارتباط با برخي محافل و دوستان، به سمت مواد مخدر كشيده شود.  

همچنين شرايط پس از رحلت امام و فوت مرحوم سيداحمد خميني كه به جانشيني سيدحسن خميني (فرزند سيداحمد) در حوزه مؤسسه تنظيم و نشر آثار، حرم و بيت امام منجر شد، باعث شد تا سيدحسين خميني كه سهم خود را از دست رفته مي‌ديد نسبت به فحاشي و ناسزا‌گويي به امام و ديگر بستگان خود در محافل خصوصي و عمومي اقدام كند.  

ناموفق بودن سيدحسين خميني در تحصيلات حوزوي و درس آيت‌الله وحيد خراساني ـ‍ كه استعمال مداوم ترياك و ناراحاتي‌هاي عصبي از عوامل آن بود ـ سبب شد تا عملا احساس كند، در قم آينده‌اي در انتظارش نيست.  

با سقوط صدام، سيدحسين خميني، زمينه را براي بازگشت به نجف ـ كه دوران نوجواني‌اش را در آن گذرانده بود ـ‌ مناسب يافت و در اين حال رسانه‌هاي غربي كه پيشينه و جهت‌گيري‌ها و معضلات شخصي‌اش را مي‌دانستند، از اين مسافرت استقبال كردند.  

«بي.بي.سي» در نخستين روز ورود سيدحسين خميني به نجف و پيش از موضعگيري او، از سيدحسين خميني، به عنوان يك مخالف سياسي رژيم ياد كرد.  

سيدحسين پس از چند روز اقامت در نجف، در مصاحبه‌اي با يك روزنامه هلندي، در سخناني متفاوت با موضع‌گيري‌هاي سرسختانه ضدآمريكايي قبلي خود خواستار دخالت آمريكا براي براندازي جمهوري اسلامي و نجات ايران شد.  

اظهارات وي در رد حكومت اسلامي و تأكيد بر جدايي دين و سياست، به قدري با مواضع فكري سابق تفاوت داشت كه سيدمجتبي بشيري زنجاني از دوستان قديمي وي، تلفني از او علت اين اظهارات را جويا شد و سيدحسين، قاطعانه مطالب مندرج در روزنامه هلندي را تحريف ‌شده و بي‌اساس خواند.  

تكذيب صريح سيدحسين از سوي رسانه‌ها و مراكز خبري ايران كه در پي ترميم وجه منتسبين به بيت امام(ره) بودند، به صورت گسترده و ناشيانه‌اي انعكاس يافت، غافل از آنكه اين تكذيبيه، كمتر از يك روز دوام خواهد آورد و پيامد آن سيدحسين در مصاحبه‌هايي با روزبه درآگاهي خبرنگار «واشنگتن تايمز»‌و خانم ويوين والت، خبرنگار «بستون گلوب» و همچنين خبرنگاران «فرانس پرس»‌ و راديو فرانسه و شمار ديگري از رسانه‌هاي غربي. آن اظهارات را تكرار و ادامه خواهد داد. به نظر مي‌رسد، اكنون سيدحسين خميني سعي دارد تا با طرح نظراتي كاملا متضاد با آراي پدربزرگ و عموي خود،‌ به نوعي در پي انتقام‌گيري از گذشته باشد.  

وي كه اكنون بنا بر اظهارات چارلز هياتلي از مقامات كاخ سفيد، نشست‌هاي مشتركي با نمايندگان بني‌صدر،‌ مجاهدين خلق و عناصر «سيا» و «اينتليجنت سرويس» دارد به نوعي به سوژه جنگ رواني حزب بر عليه ايران تبديل شده است.  

تيتر بزرگ امروز روزنامه «بوستون گلوب» با عنوان «خميني جوان، آمريكا را مي‌ستايد» نشان‌دهنده عمق فعاليت اين رسانه‌ها در تخريب وجهه امام(ره) و انقلاب اسلامي در جهان اسلام و شيعيان عراق دارد.  

اظهارات سيدحسين خميني، مبني بر تأسيس مدارس ديني در عراق به نام خود و ايجاد جريان مسلحانه براي براندازي رژيم ايران در مصاحبه با «واشنگتن تايمز»‌ كه در محافل سياسي به صورت طنز ارزيابي شد،‌ نشان‌دهنده آنست كه از سوي اطرافيان وي در عراق، وعده‌هاي فراواني به سيدحسين داده شده و اظهارات ضدونقيض وي كه اصلاح‌طلبان و خاتمي از يكسو و ملي‌گرايان و روشنفكران را از سوي ديگر مورد نفي قرار داده است، فراتر از انگيزه‌هاي انتقام‌گيري از پدربزرگ و عموي وي مي‌باشد.  

 

متن كامل گزارش «واشنگتن‌تايمز» از سيدحسين خميني  

نوه آيت الله خميني بر لزوم آزادي مردم ايران به كمك آمريكا تاكيد كرد.  

حسين خميني در مصاحبه اي با وشنگتن تايمز گفت كه مردم ايران بايد دخالت نظامي آمريكا را براي آزادي كشور خود بپذيرند. وي افزود: مردم ايران واقعا به آزادي احتياج دارند؛ آزادي واجب تر از نان شب مردم است. اما اگر براي ايجاد آزادي راهي جز دخالت آمريكا نيست، من فكر مي كنم كه مردم ايران بايد آن را قبول كنند. من هم اين را قبول مي‌كنم، زيرا با اعتقادات و ايمان من همخواني دارد.  

حسين خميني در سفر زيارتي خود از اماكن مقدس شيعي در نجف كربلا و بغداد، همچنين از آمريكا به خاطر فتح عراق قدرداني كرد و گفت كه مردم عراق، نيروهاي آمريكايي را به چشم آزادي‌بخش مي‌نگرند نه اشغالگر. او گفت: من مي بينم كه روز به روز اوضاع كشور رو به بهبودي مي رود. من امنيت را احساس مي كنم و مي‌بينم كه مردم از اينكه از رنج‌هاي گذشته خلاصي يافته‌، شادمان هستند.  

آمريكا رژيم روحاني تهران را به پناه دادن به تروريست‌ها و همچنين ساخت سلاح‌هاي هسته‌اي و سركوب مردم خويش متهم كرده بود.  

طي انقلاب 1979 ايران، پيروان آيت الله خميني به سفارت آمريكا در تهران حمله كردند و كارمندان آنجا را به مدت يك سال به گروگان در ايران نگه داشتند.  

اين روزها آمريكا و متحدان عراقي او همچنين ايران را به تلاش براي خرابكاري در عراق پس از جنگ – توسط نيروهاي نظامي خود كه وارد عراق كرده و همچنين نفوذ روحانيون شيعي، از جمله مقتدي صدر – متهم مي‌كند و معتقدند كه ايران، قصد ايجاد آشفتگي در دولت عراق را دارد.  

با اين حال مجلس حكومتي عراق، ملاقات‌هاي خود را با مقامات ايراني آغاز كرده است.  

مدير كل وزارت خارجه ايران – حسين صادقي – چند روز پيش براي ديدار با مقامات عراقي به اين كشور وارد شده است. عدنان پاچه چي – وزير خارجه سابق عراق و يكي از سردسته هاي گروه 25 نفري مجلس حكومتي ـ گفت: ما درباره همه جنبه هاي روابط بين دو كشور مذاكراتي انجام داده ايم.  

حسين خميني حدود يك ماه پيش براي ديدار از عراق به اين كشور وارد شده است.  

ايران و عراق براي چند دهه در منطقه خاورميانه رقيب و مخالف يكديگر بوده اند. عراق پس از اينكه شاه، آيت‌الله خميني را از ايران اخراج كرد، به او پناه داد.  

وي در طول سال‌هاي تبعيد خود در نجف، انقلابي را طراحي كرد كه باعث بركناري شاه ايران از قدرت و تشكيل يك حكومت الهي به شيوه مدرن و امروزي شد.  

ايران و عراق در سال‌هاي 1980 تا 1988 با يكديگر جنگ‌هاي خونيني داشتند كه باعث كشته شدن ميليون ها انسان و همچين تيره شدن روابط بين دو كشور شد. الان با حدود گذشت 25 سال، نوه او به عراق بازگشته و شروع به صحبت بر ضد مشروعيت انقلاب كرده است.  

حسين خميني مانند بسياري ديگر از اصلاح طلبان مذهبي ايران، انتقادات خود را از جمهوري اسلامي به جاي مسايل سياسي به مسأله ديني متمركز كرد. او گفت كه يك دولت مذهبي تنها با ظهور حضرت مهدي (عج) - كه در قرن نهم غايب شده است- مي تواند شكل گيرد.  

حسين خميني حكومت صدام را به شدت محكوم كرد و از كشور هايي كه با جنگ عليه حكومت بعثي مخالفت مي‌كردند، انتقاد كرد و گفت كه آنها شرايط سخت مردم عراق را درك نمي كردند. او گفت: مردم اينجا بي سابقه‌ترين جنايات را در طول تاريخ تحمل كرده‌اند.  

او همچنين از سيد عبدالمجيد الخويي – روحاني شيعه مردم گرا كه از جانب آمريكايي ها حمايت مي شد و در اولين روز پس از اتمام جنگ به عنوان «عاشق آزادي» و فردي امين كشته شد – ستايش كرد. او گفت: او نخستين شهيد در راه آزادي در منطقه ما به شمار مي آيد.  

او گفت كه ملي‌گرايان، جايي در دكترين هاي مذهبي ندارند و آزادي مهم‌تر از استقلال از سلطه بيگانه است. او گفت: آزادي يك حق بنيادي است.  

وي ادامه داد: آمريكا چيز خاصي نيست. او يك ابر قدرت ديگر مانند روسيه و چين است، اما مسأله اساسي، آزادي است.  

اين فرد چاق در حالي كه پياپي سيگار مي‌كشيد، همچنين گفت كه در حال تاسيس مدرسه شيعي در شهر مقدس كربلا است تا بتواند عقايد اصلاح طلبانه خود را منتشر كند و انتظار دارد تا شهر نجف دوباره جايگاه خود را به عنوان مهم‌ترين مركز آموزشي شيعي در جهان به دست آورد.  

 

متن كامل گزارش راديو فرانسه  

راديو فرانسه دوشنبه شب با «سيد حسين خميني» كه چندي پيش به عراق رفته بود گفت‌وگو كرد. راديو فرانسه نخست از وي پرسيد، چند روزي است شما در عراق سكونت گزيده‌ايد و از آنجا به نام آزادي و جدايي دين از حكومت، چنانكه خود گفته‌ايد، خواستار برافتادن استبداد مذهبي در ايران شده‌ايد. آيا اين موضع شماست و در صورت تأييد دليل آن چيست؟  

وي گفت: دليل اول گفتار ما، باورهاي ديني ماست، زيرا بر اساس مذهب تشيع حكومت ديني منحصر به شخص پيامبر اكرم و ائمه معصومين مي‌باشد. در نتيجه حكومت ديني نمي‌تواند برقرار شود مگر به دست امام معصوم و الان كه امام معصوم در غيبت بخ سر مي‌برند، تشكيل حكومت ديني مبناي ديني، شرعي و قرآني ندارد. حسين خميني در پاسخ به اين سؤال كه ارزيابي شما نسبت به حكومت ديني ايران چيست، گفت: عرض كردم كه حكومت ديني وجود ندارد، مخصوصاً اگر حكومت استبدادي هم باشد. اگر حكومت بخواهد تشكيل شود، بايد به دست حضرت حجت كه تشريف خواهند آورد شكل بگيرد. وي در پاسخ به اين پرسش كه بر اساس اين پيش‌فرض‌ها ارزيابي كنوني شما در مورد حكومت اسلامي ايران چيست گفت: از مطالب گذشته ما مي‌توانيد اين نتيجه را بگيريد كه اين حكومت، مشروعيت ديني دارد يا ندارد. وي همچنين در پاسخ به اين كه شما در مدت سكونت در عراق تاكنون تماس‌هايي با مقام‌هاي آمريكايي داشته‌ايد يا خير، گفت: خير.  

خبرگزاري فرانسه نيز از بغداد گزارش داد: نوه آيت‌الله خميني در جريان ديدار خود از شهر كربلا در جنوب عراق، خواستار همسويي و همراهي عراقي‌ها و هدايت توانمندي‌هاي آنان براي ساختن عراق شد.  

 

متن كامل گزارش فرانس‌پرس  

سيدحسين خميني: استبداد ديني بدتر از نازيسم و كمونيسم  

روز گذشته سيدحسين خميني، نوه امام(ره) در عراق، خواستار رفراندوم در جمهوري اسلامي ايران شد.  

سيدحسين خميني در گفت‌وگوي تلفني با خبرگزاري «فرانس پرس» گفت: در نامه‌اي به رهبري جمهوري اسلامي ايران، از ايشان خواسته‌ام تا موضوع ولايت فقيه و نظام جمهوري اسلامي ايران را به رفراندوم بگذارند تا مردم بتوانند به حق، به اين موضوع پاسخ دهند.  

وي گفت: رهبري نظام مي‌تواند با استناد به نص قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، دستور دهد تا رفراندوم صورت گيرد.  

همچنين سيدحسين خميني گفت: استبداد ديني، بدترين نوع ديكتاتوري است كه در نوع خود بدتر از نازيسم و كمونيسم است.  

وي تأكيد كرد، مادامي كه ما در عصر غيبت امام زمان(عج) به سر مي‌بريم، در جامعه نظام ولايت فقيه نمي‌تواند باشد.  

ايشان همچنين با تجميد از دموكراسي به شيوه غربي،‌ دموكراسي آمريكايي را الگوي مناسبي براي ديگر كشورهاي جهان خواند.  

سيدحسين خميني در پاسخ به سؤالي درباره عراق گفت: به شكر خدا پس از 35 سال، درهاي آزادي به روي اين ملت باز شد و مردم از اختناق و ظلم و ستم ديكتاتورهاي حزب بعث راحت شدند.  

از سوي ديگر چارلز هياتلي از مقامات كاخ سفيد گفت: به تازگي سيدحسين خميني، نشست‌هايي با نماينده بني‌صدر، رييس‌جمهور سابق جمهوري اسلامي ايران و برخي اعضاي متحدين (آمريكايي ـ انگليسي) در عراق داشته است.  

اين افسر آمريكايي گفت: سيدحسين خميني در ديدار با برخي از رهبران شيعه مذهب در عراق، به شدت خواهان جدايي دين از سياست است.  

 --------------------------------------------------------  

منبع: سایت «بازتاب»  

/ 0 نظر / 30 بازدید